به وب سایت رسمی باشگاه هنرمندان جوان خوش آمدید...              از گالري سايت باشگاه هنرمندان جوان ديدن فرماييد                           
                                  
جمعه ١٩ شهريور ١٣٨٩
سينما

  چاپ        ارسال به دوست

پيشگامان عرصه‌ي مستند

تقريبا بيش از 50 سال است كه بحث در باب ماهيت فيلم مستند و عناصر تشكيل‌دهنده‌ي آن ادامه دارد.
برخي ديدگاه‌ها فيلمي را مستند مي‌دانند كه بازنمايي غيرداستاني رويدادي مستمر، عيني و واقعي باشد، اما اين تعريف چندان عميق نيست. به محض آن‌كه فيلمساز چشم بر چشمي دوربين مي‌گذارد خود را با تصميماتي ذهني روبه‌رو مي‌‌بيند، تصميماتي در اين باب كه چه چيزي را به نما وارد و چه چيزي را از آن خارج سازد؛ پس ساماندهي و چارچوب‌هايي كه كارگردان براي نماهاي خود در نظر مي‌گيرد، برآمده از تصميم‌گيري او در اين باره است كه يك رويداد را چگونه به بهترين نحو ارايه دهد.
بنابراين هيچ فيلمي تمام و كمال عيني نيست، زيرا ذهنيت از همان هنگام قاب‌بندي تصوير پا به ميان ‌گذاشته و تا مرحله‌ي تدوين كه امكان نقل داستان را فراهم مي‌آورد به حضور خود ادامه مي‌دهد. تدوين فرايند نقل داستان را پرمايه‌تر مي‌كند و به آن قوام مي‌بخشد؛ نوشتن گفتار متن، استفاده از موسيقي و طراحي صدابخشي، از مراحل رسيدن به اين هدف است. داستاني كردن (دراماتيزاسيون) نيز در فيلم‌هاي مستند كاربرد دارد كه نمونه‌هاي آن را در مستندهاي تلويزيوني مي‌بينيم؛ آيا اگر فيلمي براي نقل داستان، رويدادهاي مهم را با استفاده از افراد يا بازيگران واقعي بازسازي كرد باز هم مستند است؟ يا اگر صحنه‌ها براي سهولت كار دوربين طراحي شدند چه؟ آيا فيلم‌هاي مستند انعكاس‌هاي درست واقعيت‌اند؟ خير، اما مردم، مكان‌ها و رويدادهاي روزمره عناصري هستند كه فيلم مستند بر روي آن‌ها بنا نهاده مي‌شود و فيلمساز براي نقل داستان خود به كار مي‌گيرد.
پرسش‌هاي بسياري درباره‌ي شيوه‌هاي عملكرد فيلم مستند وجود دارند، اما آن چه لازم به يادآوري بوده اين است كه مستند به يك وسيله‌ي ارتباطي توانمند در نيمه‌ي نخست سده‌ي بيستم تبديل شد و ما از نگاه و فرايند انديشه‌ي فيلمساز مي‌توانيم جهان را تجربه ‌كنيم. افراد بسياري پيشگام گونه‌ي مستند بوده‌اند، اما بيش از همه بايد از 9 نفر كه به خاطر نقش خود در گسترش اين گونه براي هميشه در تاريخ فيلم مستند ماندگار مي‌مانند ياد كرد. آن‌ها بر مرزهاي فيلم مستند تأكيد و پافشاري داشتند؛ برخي ساختن دقيق و مو به موي واقعيت را دنبال كردند، برخي نيز واقعيت را همچون بنياني براي خلق تعابيري جديد درباره‌ي زمان و مكان به كار گرفتند.


شرلي كلارك
«كلارك» در آغاز قصد داشت طراح رقص شود، اما حركات پيچيده‌ي رقص‌هايش او را بر آن داشت كه قابليت‌هاي ثبت اين حركات بر روي فيلم را مورد بررسي قرار دهد. فيلمبرداري رقص وي را به كارگرداني فيلم كشاند. كلارك براي مستند خود «رابرت فراست: كشاكش عاشق با جهان» (1962) برنده‌ي جايزه‌‌ي اسكار شد. او آخرين فيلم خود را به صورت ويديويي ساخت و در آن به بررسي نسل «ام‌آي ‌تي‌وي» پرداخت.

مليا درن
«درن» از اين رو در اين ميان مي‌گنجد كه به گونه‌يي مفهوم واقعيت خلاق را همچون بنيان فيلم‌هاي دهه‌ي 1950 خود به كار گرفت. كارهاي وي نشانگر مباحثه‌ي مهم ميان مرزهاي واقعيت و خيال (داستان) هستند. او هيچ واهمه‌يي از تغيير عناصر اوليه‌ي فيلم خود نداشت و اين كار را با تدوين و به‌كارگيري فنوني چون حركت آهسته انجام مي‌داد. درن اعتقاد داشت كه اگر ما اين سخن را بپذيريم كه حتي انتخاب جاي دوربين نيز به معناي به‌كارگيري خلاقيتي هوشيار و آگاهانه است، بنابراين چنين فيلم‌هايي مستند نيستند؛ مستند در مفهوم نمايش عيني واقعيت. درن مقاله‌يي دارد با نام «سينماتوگرافي: كاربرد خلاقه‌ي واقعيت» كه خواندن آن در اين زمانه كه ما به سوي هنر ديجيتالي و دستكاري واقعيت پيش مي‌رويم ارزش دارد.

رابرت فلاهرتي
«فلاهرتي» توانست با فيلم‌هايي چون «نانوك شمالي»، «مردي از آران» و «داستان لوييزيانا»، روح انساني را به ثبت برساند و آن را بر پرده‌ي سينما آشكار سازد. نگاشته‌ها و گفتارها درباره‌ي او بسيارند، اما تنها به يادآوري كتاب «رابرت فلاهرتي» نوشته‌ي «پل روث» با ويرايش «جي رابي» بسنده مي‌كنيم.

جان گريرسون
«گريرسون» پدر سينماي مستند لقب گرفته است. او بنيانگذار جنبش مستند بريتانيا در سال‌هاي دهه‌ي 1930 بود و كسي است كه براي نخستين بار اصطلاح «مستند» را به كار برد. وي اولين رييس اداره‌ي فيلمسازي ملي كانادا بود و در تأسيس «ان‌اف‌بي» - يك سازمان مشهور جهاني - نقش داشت.

يوريس ايونس
«ايونس» كه زندگي‌اش بخش عمده‌يي از تاريخ سينما را در بر مي‌گيرد، يكي از بزرگ‌ترين پيشگامان مستند است. آثار اوليه‌ي او در سينماي مستند، آميزه‌يي از زيبايي‌شناسي آشكار و تعهد شخصي و سياسي عميق است.

همفري جنينگز
«جنينگز» بيش‌تر به خاطر فيلم‌هاي بريتانياي دوره‌ي جنگ شهرت دارد كه از جمله آن‌ها مي‌توان به «آتش‌ها برافروختند» (1943) اشاره كرد كه توجه خود را بر كوشش‌هاي آتش‌نشانان لندن براي مقابله با بمب‌هاي آتش‌زايي كه شهر را در بر مي‌گرفتند متمركز مي‌سازد.

پير لورنتز
«لورنتز» يكي از پيشگامان مستندسازي آمريكاست. پس از آن‌كه «رودخانه» ساخته‌ي او در جشنواره‌ي بين‌المللي ونيز سال 1938 جايزه‌ي اول را به خاطر مستنداتش به دست آورد، فرانكلين روزولت - رييس‌جمهور آمريكا - از وي دعوت كرد تا يك واحد فيلمسازي دولتي تأسيس كند و به توليد و توزيع فيلم‌هايي درباره‌ي موضوعات ملي بپردازد. كاركرد متحولانه‌ي لورنتز از گونه‌ي مستند، ديگر گروه‌ها را در سال‌هاي دهه‌ي 1930 بر آن داشت تا در فيلم‌هاي خود به انتقال پيام‌هاي اجتماعي و سياسي بپردازند. فيلم‌هاي او معمولاً به خاطر بينش، تدوين و استفاده از موسيقي خاص مورد تحسين قرار گرفته‌اند.

مارگرت ميد
«ميد» از تصاوير متحرك به عنوان ابزار ثبت بسياري از پژوهش‌هاي مردم‌شناسي و انسان‌شناسي‌اش بهره برد. وي در سال 1926 عازم ساموآي آمريكا شد تا در مزرعه‌يي كه خود در كودكي براي نخستين بار به كار پرداخته بود دختران نوجوان را دستمايه‌ي فيلمش قرار دهد. او در طول سال‌هاي دهه‌ي 1950 در همكاري مشترك با همسر خود گرگوري بتسون تعدادي فيلم ساخت. كتابخانه‌ي كنگره‌ي آمريكا نگهدارنده‌ي مجموعه‌ي «مارگرت ميد» است كه از آن ميان مي‌توان به فيلم‌هاي گرفته شده در مزارع كار بالي و پاپوا در گينه‌ي نو اشاره كرد كه حاصل سفرهاي او در فاصله‌ي سال‌هاي 1936 تا 1965 است.


ويلارد وان‌دايك
«وان‌دايك» پيش از آمدن به نيويورك در سال 1935 و دنبال كردن فعاليت فيلمسازي، عكاس بود. آثار او در زمينه‌ي سينماي اجتماعي خيلي زود در آمريكا به شهرت رسيد. وي اعتقاد داشت كه فيلم مي‌تواند جهان را دگرگون سازد. يكي از مشهورترين فيلم‌هاي او «شهر» است كه به بررسي قابليت‌هاي جديد شهرسازي مي‌پردازد.
برگرفته از سايت سوره سينما


09:15 - سه شنبه 20 بهمن 1388    /    شماره : 2932    /    تعداد نمایش : 94


نظرات بازدیدکنندگان

کاربر مهمان : خواهشمندم از استاد نادر طالب زاده هم مطالبي را بنويسيد ، ممنون .

نظرات بازدیدکنندگان
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: